X
تبلیغات
رایتل

دوران فاجعه

یکشنبه 26 دی‌ماه سال 1389 ساعت 08:43 ب.ظ

بخارا بیست ساله شده و من خوشحالم. شماره مهر- دی مطلب خوبی دارد به نام : فرضیه فاجعه زدگی، تاثیر پایدار فاجعه مغول در تاریخ سیاسی اجتماعی و علمی ایران. چون از دلمشغولی های من است و در حقیقت داستان ماست آن...، تکه ای از آن را که درباره وقایع بعد از حمله مغول است، می آورم بقیه اش را خودتان گیر بیاورید و بخوانید و ببینید که هزار سال است ما گرفتار چه هستیم! احتمالا علی دهباشی در اینترنت می گذارد متن بخارا را!

« عطاملک جوینی وزیر ایرانی هولاکو از اولین شخصیت هایی است که از اضمحلال اخلاقیات خبر می دهد: امروزه دروغ و ریا را پند و ذکر می پندارند و حرامزادگی و سخن چینی را دلیری و شهامت نام کنند. زبان و خط ایغوری را هنر و دانش بزرگ دانند. اکنون هر بازاریی در لباس گناهکار امیر، هر مزدوری صدر نشین، هر نیرنگ بازی وزیر، هر بخت برگشته ای دبیر، هر راحت طلبی مستوفی، هر ولخرجی ناظر هزینه، هر ابلیسی معاون دیوان، هر ...خری صدر، هر شاگرد آخری صاحب حرمت و جاه، هر فراشی صاحب منصب، هر ستمگری پیشکار، هر خسی کس، هر خسیسی رییس، هر خیانت پیشه ای قدرتمند، هر دستار بندی دانشمندی بزرگوار، هر ساربانی به خاطر افزونی مال، گشاده حالی و هر جمالی – شتربان- از کمک شانس گشاده حالی شده است ... تیز دادن و سیلی زدن بر فردی را از لطافت خوی می شمارند و دشنام به یکدیگر و سفاهت را نسبت به نتایج روحانی بی خطر می دانند. درک چنین روزگاری که قحطی مردانگی و جوانمردی است و روزبازار گمراهی و نادانی، نیکان بدحال و خوارند و اشرار تثبیت و بر سر کار، کریم فاضل تافته محنت است و نادان پست کامیاب، هر آزاده ای بی زاد است و هر رادمردی مردود، هر صاحب منصبی بی نصیب گردیده و هر والا گهری خارج از گود نشسته و هر هوشمندی مصادف با مصیبتی است، هر محدثی گرفتار حادثه ای، هر عاقلی گرفتار غیر مکلفی، هر کاملی درگیر ناقصی و هر عزیزی ناگزیر تابع ذلیلی و هر اهل تشخصی دردست فرومایه ای گرفتار آمده است؛ می توان دریافت که صاحبان درجات عالی و هوشمندان و دانایان تا چه حدودی کوشش دارند». پایان متن بخارا

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo